روزهای حضور دکتر در کلینیک قلب بیمارستان شهید رحیمی: شنبه تا چهارشنبه ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۹:۳۰
تلفن: ۵۰ - ۳۳۳۳۶۱۴۳ (۰۶۶)

دشمنی بنیادین

دشمنی بنیادین

بارها این سوال برایمان پیش آمده که چرا در حق شخصی خوبی می کنیم اما طرف مقابل همواره چون دشمن با ما برخورد می کند.

واقعیت اینست که اغلب دشمنی ها ریشه پیشینی و ساختاری دارند و رفتارهای روزمره ما نمی تواند تاثیر چندانی بر اغلب دشمنی ها داشته باشد.

مثلا دعوای عروس و مادر شوهر ریشه در ناخوداگاه دارد ؛ دعوا بر سر همسری که پسر زن دیگریست و بالعکس. حتی اگر عروس بهترین رفنارش  را برای مادر شوهر به نمایش  بگذارد قطعا به اندازه دختر یا داماد برای مادر شوهر عزیز نخواهد شد (از موارد استثنا بگذریم ، گرچه همین استثنائات هم جای بحث دارند).

در بسیاری موارد دشمنی از طرف فردیست که احساس می کند امتیازی را از دست داده ، نقصی دارد یا نسبت به طرف مقابل در مرتبه پایین تریست.

در اغلب موارد تفاوت های عامل دشمنی ، ساختاری هستند یا موضوعاتی هستند که قابل تغییر نیستند.

مثل دعوای سیاه و سفید ، دعوای بالا شهری و پایین شهری ؛ دعوای فرد بومی و مهاجر.

طبیعیست که در این موارد یک نفر بصورت درونی خود را بالاتر می داند و فرد دیگر خود را فاقد آن امتیاز مورد نظر می داند.

جالب اینکه حتی در صورت برقراری عدالت کامل و روابط حسنه بین دو طرف ، رابطه براحتی مستعد تنش خواهد بود بخصوص اگر دو فرد در یک محیط همکار باشند یا منافع مشترک داشته و رقیب باشند.

کسی که در درون خود احساس ضعف می کند هرگز دست از دشمنی نخواهد کشید ؛ چرا که باورهای بنیادین فردی که خود واقف به کاستی های خود است را با تعارفات و عناوین نمی توان تغییر داد.

بنابراین همیشه پاسخ خوبی ، با خوبی داده نمی شود ؛ برخی دشمنی ها ناشی از تضاد منافع و ویژگی های بنیادین است و در مورد آن نمی توان کاری کرد مگر افراد جایگاه واقعی خود را درک کنند که این مستلزم خودشناسی عمیق است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *